تبليغاتX
و زمین می گردید ...


و زمین می گردید ...

خوشا به حال گیاهان که عاشق نورند

یاهو

من 1 گربه داشتم كه 3 بچه داشت و من اونا رو بزرگ كرده بودم-. يه روز داشتم به بچه گربه ها ميگفتم بچه ها من مامانتونو بزرگ كردم ولي اون حالا 3 تا بچه ام داره و داره مادر بزرگم ميشه اما هنو تو اين شهر خيلي آدما مجردن-

 

یکی از فوق العاده ترین متنهایی که تو این چند روز خوندم

ممنون حمید

این یک دو این که

این چند روز که تو ستاد خبری نمایشگاه  مشغول خبر رسانی هستم خیلی چیزها دیدم وخواستم بنویسم از تصادف دبروزم جلوی در شمالی مصلی تا  خبرهایی که چون فقط " اندکی " شائبه سیاه نمایی در آنها بود به راحتی توسط مسئولین محترم کنار گذاشته شد و من فهمیدم وقتی مطبوعات در این کشور آزاد نیستند که مشکلات اجتماعی را بگویند پس آزادی مردم فقط یک توهم بیمار گونه است .

دلم برای دوستانی که عاشق پیشوا هستند خیلی می سوزه شاید نمی دونن شاید ندیدند شاید نمی خوان ببینن شاید فکر می کنن اینها همه اش توطئه استکباره شاید  فکر می کنن پیشوا مظلومه ولی من نمی فهمم اگه او با اینهمه قدرت مظلومه پس به این مردم چی باید گفت ؟  بیخیال

وقتی اون راننده وانت با وجود خط آبی ای که روی اگزوزه "بی یال بلند"  افتاده بود و اون ۳ افسر راهنمایی که دقیقا جلوی پای اونها به زمین خوردم و اون همه مردم گفت

 نه تو به در من نخوردی ... این خط قبلا بوده

فقط سرم و تا جایی که می تونستم به سمت آسمان عمود کردم و با همه وجودم فریاد زدم

آدم بااااااااااااااااااااش ...

اون لحظه فهمیدم آرمین راست گفت : ما مسئولین دروغگوئی داریم چون خودمان دروغگو هستیم

ما مسئولین دموکراتی نداریم چون خودمان در زندگی شخصیمان دموکرات نیستیم

لالا

لالا لالا لالا

لالا لالا لالا

لااااااااااااااااااااااااااااااا لااااااااااااااااااااااااااا لااااااااااااااااااااااا

دنس می تو یور بیوتی ...

اوه تنکس گاد

بر مردمان این سرزمین رحمت عنایت فرما ای صاحب رحمت

دلهای مارا به هم نرم کن

و مهربان

تا با یکدیگر به راستی رفتار کنیم

و یکدیگر را ببخشیم

هم چون تو

ای بخشنده ترین بخشندگان

آمین

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391ساعت 22:44 توسط مسلم پارسی| |

یاهو

روزي 
خواهم آمد ، و پيامي خواهم آورد.
در رگ ها ، نور خواهم ريخت .
و صدا خواهم در داد: اي سبدهاتان پر خواب! سيب 
آوردم ، سيب سرخ خورشيد.

خواهم آمد ، گل ياسي به گدا خواهم داد.
زن زيباي جذامي را ، گوشواره اي ديگر خواهم بخشيد.
كور را خواهم گفت : چه تماشا دارد باغ!
دوره گردي خواهم شد ، كوچه ها را خواهم گشت . جار 
خواهم زد: اي شبنم ، شبنم ، شبنم.
رهگذاري خواهد گفت : راستي را ، شب تاريكي است، 
كهكشاني خواهم دادش .
روي پل دختركي بي پاست ، دب آكبر را بر گردن او خواهم آويخت.

هر چه دشنام ، از لب ها خواهم بر چيد.
هر چه ديوار ، از جا خواهم بركند.
رهزنان را خواهم گفت : كارواني آمد بارش لبخند!
ابر را ، پاره خواهم كرد.
من گره خواهم زد ، چشمان را با خورشيد ، دل ها را با عشق ، سايه ها را با آب ، شاخه ها را با باد.
و بهم خواهم پيوست ، خواب كودك را با زمزمه زنجره ها.

بادبادك ها ، به هوا خواهم برد.
گلدان ها ، آب خواهم داد.

خواهم آمد ، پيش اسبان ، گاوان ، علف سبز نوازش 
خواهم ريخت.
مادياني تشنه ، سطل شبنم را خواهد آورد.
خر فرتوتي در راه ، من مگس هايش را خواهم زد.

خواهم آمد سر هر ديواري ، ميخكي خواهم كاشت.
پاي هر پنجره اي ، شعري خواهم خواند.
هر كلاغي را ، كاجي خواهم داد.
مار را خواهم گفت : چه شكوهي دارد غوك !
آشتي خواهم داد .
آشنا خواهم كرد.
راه خواهم رفت.
نور خواهم خورد.
دوست خواهم داشت.

 

سهراب

نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391ساعت 4:43 توسط مسلم پارسی| |

یاهو

می دونی ؟

 

حالم به هم می خوره از اونایی که تو وبلاگ " بخوان فضای مجازیه حروم لقمه " نمی دونم چرا این حروم لقمه افتاده تو دهنم بگذریم آره اونایی که تو وبلاگ " بخوان فضای مجازیه حروم لقمه " نمی دونم چرا این حروم لقمه افتاده تو دهنم بگذریم آره اونایی که تو وبلاگ " بخوان فضای مجازیه حروم لقمه " نمی دونم چرا این حروم لقمه افتاده تو دهنم بگذریم آره اونایی که تو وبلاگ " بخوان فضای مجازیه حروم لقمه " نمی دونم چرا این حروم لقمه افتاده تو دهنم بگذریم آره اونایی که تو وبلاگ " بخوان فضای مجازیه حروم لقمه " نمی دونم چرا این حروم لقمه افتاده تو دهنم بگذریم آره تمومش کنننننننننننننننننننننن بی پدر و مادر

اوکی اکی آروم باش تیکت ایزی .... حروم ... !!!

حرم چی ؟ جرات داری بگو کلمه لعنتی بعدی و حروم لقمه !

  کثافت تو که خودت الان ............

شاد آپ منننننننننننننننن

خب می گفتم

 حالم به هم می خوره از اونایی که تو وبلاگ " بخوان فضای مجازیه حروم لقمه " نمی دونم چرا این حروم لقمه افتاده تو دهنم بگذریم آره اونایی که تو وبلاگ " بخوان فضای مجازیه حروم لقمه " نمی دونم چرا این حروم لقمه افتاده تو دهنم بگذریم بگذریممممممممممممممممممممممم

از جنگلهای خیال

بی خیال

 گذشتیم

و به برهوت حسرت رسیدیم

می گی یا نه حروم لقمه ؟

من حروم لقمه نیسم من سر سفره مادر و پدره زجر کشیده

نههههههههههههه مادر و پدرت هم از دولت پول گرفتن همین طور خودت

ادامه می دیم داشتم چی می گفتم ؟ آهان حالم به هم می خوره از اونایی که تو وبلاگ " بخوان فضای مجازیه حروم لقمه " نمی دونم چرا این حروم لقمه افتاده تو دهنم بگذریم آره اونایی که تو وبلاگ " بخوان فضای مجازیه حروم لقمه " نمی دونم چرا این حروم لقمه افتاده تو دهنم بگذریم بگذر .. جون مادرت بگذر

اتفاقا علی . ع . هم می گه بگذارید و بگذرید ببینید و دل نبندید که دیر یا زود باید گذاشت و گذشت !

ینی داف اسمی و ببینم و دل نبندم ؟ می دونی نطفه منعقد کردن با اون چه لذتی داره؟؟؟؟؟؟؟

نه

خب البته منم نمی دونم ولی فک کنم خیلی باید لذتتتتتتتتتتتتتتت

گفتی لذت یاده اپیکور افتادم همینطور آنتیپوش شاگرد سقراط و

تا سه می شمارم حرفتو زدی زدی نزدی دوباره می شمارم

اوکی معامله خوبیه

یک

سوت سوت سوت

دو

سوت سوت سوتتتتتتتتتتت

آخرین فرصتته

می دونم

پس

پسی باقی نمی مونه اون عدد لعنتی و بگو و خلاصم کن مرررررررررررررررد

اوکی فقط ... یادت باشه خودت خواستی

۳

.....

  حالم به هم می خوره از اونایی که تو وبلاگ " بخوان فضای مجازیه حروم لقمه " نمی دونم چرا این حروم لقمه افتاده تو دهنم بگذریم ... مطلب می نویسن و بعدش این قسمت کامنت گذاری و غیر فعال می کنن یا برای نوشته هاشون رمز می ذارن حالا یه بار غیر فعال کرد بیخیال ولی می بینی طرف کل یوم " یه قول قلعه نوعی ! " قسمت نظرگذاری و حذف کرده ملت فقط مزخرفاتش و بخونن و مثه خوابگردها برن بیرون و ایشون جلوی چشم همه گریه کنه !

آدمی که دوست داره دیگران بدونن چی تو کله ش می گذره ولی حوصله شنیدن حرف دیگران و نداره !

چون شاید یکی این وسط مسطا مدفوع کنه بهش و خب این دوستان هم مثل اهالی فیس بوک فقط آی لایک دت و کامنتهای احساسی را دوست .... بگذریم آقاااااااااااا

به هر حال زندگی خودشههههههههههههههه والا به خدا

خببببببببب

تو خوبی ؟

رفتی ؟

ما که رفتیم برگشتیم

ینی تا خواست هواپیما تیک آف کنه گفتن باید برگردید

جامعه به وجود شما نیاز داره !

سلا ::: ــ ::: م

 

قربونت برم علی که اگه الان بودی احتمالا به جرم انقلاب مخملی و فتنه .... بگذری / م

نوشته شده در یکشنبه دهم اردیبهشت 1391ساعت 17:50 توسط مسلم پارسی| |

Design By : Night Melody